کد خبر: 1232
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۰
سعید امیرآبادی خبرنگار

۹۸ هم سال سختی به نظر می رسد. در سال آینده درآمد قشر فرودست و متوسط جامعه که بیشترین اعضای هرم اقتصادی را در بر می گیرند، در بهترین حالت به دو میلیون تومان هم نمی رسد. این در حالی است که بهای سبد معیشتی با نگاهی خوش بینانه بیش از چهار و پنج میلیون ارزیابی می شود.

پیام خبر - سعیدرضا امیرآبادی:

۹۸ هم سال سختی به نظر می رسد. در سال آینده درآمد قشر فرودست و متوسط جامعه که بیشترین اعضای هرم اقتصادی را در بر می گیرند، در بهترین حالت به دو میلیون تومان هم نمی رسد. این در حالی است که بهای سبد معیشتی با نگاهی خوش بینانه بیش از چهار و پنج میلیون ارزیابی می شود. به راستی مردم چگونه گسل بین دستمزد و سبد حداقلی معیشتی را جبران می کنند و تکلیف این فاصله چندمیلیونی چیست؟ بسیاری برای آنکه بتوانند از پس تهیه سبد معیشتی که بر پایه شاخصه های حداقلی چیده شده برآیند، چاره ای جز روی آوردن به شغل های دوم و سوم ندارند. همچنین، در نظر داشته باشید آمار اشتغال و بیکاری هم در ایران ارقام مطلوبی را نشان نمی دهد و گروهی از جوانان برای یافتن همان شغل اول هم با بن بست روبرو هستند. به همین دلیل است که بسامد مشاغل کاذب رو به فزونی گذاشته و بسیاری از جوانان با وجود تحصیلات عالی، برای رهایی از بیکاری به آنها پناه می برند. با این همه، مشکل آزار دهنده این است که تهیه سبد معیشتی از طریق افزودن بر ساعات کار هم عواقبی به دنبال دارد. بسیاری از خانواده ها به دلیل فقدان حضور همسر در ساعات طلایی شبانه روز، دچار خلأهای عاطفی می شوند و سرانه روزافزون گسست های خانوادگی ریشه در همین مسئله دارد.

شماری دیگر، برای جبران فاصله دستمزد با سبد معیشتی خانواده ناچار به حذف بسیاری از نیازهای ضروری شده اند. با نگاهی گذرا درمی یابیم ایرانیان به دلایل ناهم‌خوانی میزان درآمد و هزینه های جاری، دیگر تمایل چندانی به سفر، دیدوبازدیدهای فامیلی، تهیه پوشاک، تفریح های روزمره و مؤلفه هایی از این دست که سلامت روانی جامعه و پایداری بنیان خانواده ها را تضمین می کند، نداشته و به پناهگاه های ناامن و مجازی پناه برده اند. به همین دلیل، فاصله چشمگیر مخارج و دستمزدها بسیای از ما را بر آن داشته تا به تأمین نیازهای حداقلی یا به عبارتی زنده ماندن بسنده کنیم.

فرایند پس انداز هم به طور کلی از اذهان اقشار فرودست و متوسط جامعه ایران پاک شده و هنگام بروز سوانح و بروز هزینه های غیرمترقبه، بنیان خانواده ها دچار گسست و فروپاشی می شود. امروزه، بسیاری به دلیل ناتوانی در پرداخت دیه به محبس افتاده اند و زندگی آنها رو به تباهی است. اگر میزان درآمد، فرصت محدودی برای پس انداز فراهم می ساخت، امروزه آمار زندانیان جرایم عمد بسیار کمتر از سطح فعلی بود و تأمین هزینه های درمان، به دلمشغولی اول خانواده تبدیل نمی شد.

فاصله دستمزد با هزینه ها، سبب شده بسیاری خانواده ها از فرزندآوری هم طفره روند و با وجود همه اشتیاق فراوان، چاره ای جز ادامه زندگی به صورت حداقلی نخواهند داشت؛ در حالی که فرزندآوری یکی از نیازهای بنیادین کشور به حساب می آید. تولد کودک، به زندگی مشترک قوام و صلابت افزوده و زمینه های استحکام آن را پدید می آورد. با این وجود، بسیاری از خانواده ها به دلیل مشکلات معیشتی و فاصله ای که میان دستمزدها و سبد معیشتی خانواده برقرار است، به ناچار از این مسئله طفره رفته و یکی از دلایل اصلی ازدیاد خانواده های تک فرزند و بی فرزند، به چالش های روزافزون اقتصادی بازمی گردد.

و اما راهکار دولت برای مقابله با فاصله ای که میان دستمزد و هزینه ها به وجود آمده، چیست؟ تجربه نشان داده ضریب گرانی و تورم همیشه از افزایش ۱۰ و ۲۰درصدی دستمزدها پیشی می گیرد و اقتصاد مدرن هم تزریق مستقیم پول به جیب مردم را توصیه نمی کند. گروه عمده ای از ایرانیان هم بر این مسئله تأکید می کنند که به دنبال افزایش یارانه های نقدی نبوده و ترجیح می دهند درآمد دولت صرف بهبود آمار اشتغال، به حرکت درآمدن چرخ های صنعت، رونق تولید، گسترش زیرساخت های درمانی، افزایش حمایت های بیمه ای، ثبات در عرصه پول های خارجی، مهار تمام بهارها، توجه به دغدغه های نگران کنده محیط زیستی و موارد کلانی از این دست شود. با این همه، نباید نیازهای فوری مظلوم ترین اقشار جامعه را قربانی اهداف کلان و درازمدت کرد و آنها را در گردابی که گرفتار آمده اند تنها گذاشت.

 ۹۸ هم سال سختی به نظر می رسد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

آخرین اخبار

اجتماعی

گفتگو و تحلیل