کد خبر: 1460
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۴
  • خبرنگار: محمدحسین نیکوپور
  • چاپ
تئاتر شنیدن

تئاتر «شنیدن» خیلی ساده است؛ در تعطیلات نوروز در خوابگاه دانشجویان دختر از یک اتاق صدای پسری شنیده می شود که در پی آن با فراگیر شدن موضوع میان دختران، کار به کمیته انضباطی کشیده می شود.

امیررضا کوهستانی در این تئاتر به شیوه ای آوانگارد موضوعی ساده را به صحنه آورده و با تلفیق ویدئو و اجرای زنده ترفندی برای شکستن زمان و مکان بکار بسته تا حس تعلیق را خارج از داستان در فرم ارایه کند. ترفندی که پیشتر با «ایوانف» از آن جواب گرفت و داستانی کلاسیک از آنتون چخوف را به زبان امروزی در آورد.

ندا(آیناز آذرهوش) و سمانه(مونا احمدی) درگیر بازخواست های ارشد خوابگاه دچار سردرگمی و اتهامی هستند که در پیچ و خم روایت های متفاوتی که در خوابگاه دختران شنیده می شود به زبانی متفاوت در زمان و مکان گم می شوند و در پس سالها گذشت زمانی نامشخص در کالبدی متضاد پدیدار می شوند. هریک زنانی شده اند که یکی در قامت بانویی در آستانه تولد فرزند دوم(الهام کردا) قرار گرفته اما همچنان وجدانش از نوشتن گزارش روزی که ندا در خوابگاه با پسری هم زبان شده، در عذاب است. اما این ندا است که در جایگاه ارشد خوابگاه(مهین صدری) نشسته تا دیگر بار در قامت قاضی به محاکمه وجدان سمانه بپردازد. ندا که خودکشی کرده با همان عینکی تک چشمی به داوری نشسته که یادآور روزهای نخست برملا شدن آمدن امیرحسین به خوابگاه دختران است.

کوهستانی ایده این نمایشنامه را برای نخستین بار بعد از شنیدن نمایشنامه «ما پانزده نفر» به ذهن سپرد؛ نمایشنامه ای که حامد نجات آن را برای جشنواره دانش آموزی نوشته بود؛ داستان پانزده دختر دبیرستانی که چون همگی نمره امتحان شیمی شان خوب شده، متهم شده اند که سوال ها را دزدیده اند. حالا آنها در مقابل پرسش های ناظم مدرسه قرار گرفته اند و باید از خود دفاع کنند.

اول قرار بود همان نمایشنامه را با هم بازنویسی کنند، اما هر روز آن قدر ایده نو بر آن اضافه شد که از نمایشنامه اصلی بسیار دور گشت تا رسید به نمایشی که اکنون روی صحنه است.

بر اساس آنچه به باور امیررضا کوهستانی، «هر نمایش، بیش و پیش از هر چیز درباره یادآوری و زمان است»؛ اگر بخواهیم به این پرسش « الی دورینگ» که «آیا می شود از یک سیاست "تئاتر بدون تئاتر" هم حرف زد؟» نمی شود از نظر دور داشت که بنابه گفته دورینگ «تئاتر آوانگارد صحنه را با ترفیع جایگاهش از میان بر می دارد، یعنی با تبدیل آن به یک عرصه انضمامی فیزیکی که در آن چیدمان بدن ها از متن اهمیت بیشتری دارد، به عبارت دیگر با ارتقای آن به یک عرصه منحصر به فرد که فاقد هر نوع مرز یا مانعی است و شکل دهنده تئاتر خود کنش است.

با این حال، کوهستانی در این نمایشنامه که خود نوشته بر خلاف موج شنا کرده و از چیدمان متن همپای تصاویر از اهمیت بدن و حتی بیان کاسته و کنش را در اختیار مخاطب قرار داده است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =

آخرین اخبار

فرهنگ، هنر و ادب

گفتگو و تحلیل