کد خبر: 1635
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۰
  • خبرنگار: سعیدرضا امیرآبادی
  • چاپ
کارت سوخت

هرگونه تغییر در سهیمه بندی و نرخ سوخت باید با هوشمندی و درایت انجام شود. مردم ایران از سر تجربه دریافته اند که با تغییر نرخ بنزین و گازوییل، امواج مهلکی از تورم گریبان گیر کالاهای اساسی می شود. این در حالی است که بنیه اقتصادی خانواده های ایرانی نخواهد توانست بیش از این در برابر موج تازه ای از سرکشی قیمت ها مقاومت کند.

پیام خبر - سعیدرضا امیرآبادی:

هرگونه تغییر در سهیمه بندی و نرخ سوخت باید با هوشمندی و درایت انجام شود. مردم ایران از سر تجربه دریافته اند که با تغییر نرخ بنزین و گازوییل، امواج مهلکی از تورم گریبان گیر کالاهای اساسی می شود. این در حالی است که بنیه اقتصادی خانواده های ایرانی نخواهد توانست بیش از این در برابر موج تازه ای از سرکشی قیمت ها مقاومت کند؛ چراکه بی ثباتی های ارزی و سودجویی محتکران و دسیسه های اخلال گران اقتصادی تا جای ممکن شیره جان اقشار مستضعف و هرم میانی جامعه را کشیده اند و امروزه سفره های کارگری و کارمندی از سر ناچاری و بی کسی به حداقل ها رضایت داده است. به همین دلیل، باید در مبحث گرانی و سهمیه بندی سوخت با خردمندی و دقت مضاعفی وارد عمل شد و با هوشمندی به همه تبعات آن اندیشید. البته نگرانی های برحق مردم یک سوی ماجرا است و برای آنکه درک درستی از شرایط داشته باشیم، باید همه جوانب آن را با نگاهی منطق گرایانه و با درس گرفتن از تجربه های پیشین در نظر گرفت. با وجود همه نگرانی های مردم، به نظر می رسد دولت هم دلایل مستدلی برای سهمیه بندی و افزایش نرخ سوخت داشته باشد. قیمت فوب فرآورده های نفتی و حامل های انرژی در ایران به مراتب پایین تر از کشورهای همسایه است. این مسئله سبب شده شبکه های قاچاق سوخت سرمایه های کشور را به تاراج گذارند. سود هنگفتی که در پس قاچاق سوخت نهفته است، سبب می شود با فروپاشی هر شبکه قاچاق، شاهد شکل گیری ساختارهای بیشتری در این زمینه باشیم و به نظر می رسد تا زمانی که این رویه به صورت بنیادین اصلاح شود، فرایند مخرب قاچاق سوخت ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، دولت به منظور جلوگیری از تاراج منابع ملی چاره ای جز سهمیه بندی نخواهد داشت.

از سوی دیگر، این روزها تمامی اقشار جامعه بهای یکسانی برای بنزین پرداخت می کنند. با نگاهی گذرا بر خیابان های شهر، درمی یابیم فاصله های طبقاتی به شکل آشکارتری در بطن جامعه دیده می شود و در پشت یک چراغ قرمز، شاهد توقف پیکان های دهه پنجاه و لوکس ترین اتومبیل های میلیاردی به صورت هم‌زمان و در کنار هم هستیم. به همین دلیل، باید ساختاری از سوی دولتمردان تعریف شود که اقشار مرفه جامعه بهایی نزدیک به قیمت حقیقی بنزین را پرداخت کرده و از طرف دیگر، دولت با پرداخت یارانه و سوبسیدهای سوختی از اقشار کم برخوردار جامعه که همچنان از خانواده پرایدهای تاریخ مصرف گذشته و پیکان های فرسوده استفاده می کنند، دلجویی و حمایت بیشتری کند. علاوه بر قیمت سوخت، دولت می تواند در مبحث سهمیه بندی نیز تفاوت های آشکاری میان هرم های مختلف اقتصادی قایل شود. در گذشته شاهد بودیم که سهمیه سوخت اتومبیل های پرمصرف و گران قیمت به دلیل تمکن مالی دارندگان آنها به طور کلی حذف شده بود و این رویه می تواند در شرایط حاضر نیز تکرار شود. چراکه برای صاحبان اتومبیل های میلیاردی، بهای بنزین هزار و پنج هزار تومانی تفاوت چندانی ندارد. این در حالی است که تفاوت بنزین هزار و هزار و پانصد تومانی برای دهک های مستضعف و میانی جامعه از زمین تا آسمان خواهد بود.

در شرایط حاضر، زیرساخت های سخت افزاری سهمیه بندی در جامعه مهیا هستند و با مدیریتی دلسوز، بادرایت و پرتجربه خواهیم توانست با کمترین هزینه و با هدف حمایت از اقشار فرودست جامعه، از این چالش به سلامت عبور کنیم. هرچند به موازات این گونه اقدامات نباید از فرایندهای تبلیغاتی غافل شد. متأسفانه در متن جامعه بیش از آنکه شاهد فعالیت هایی برای استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی باشیم، شاهد تبلیغاتی پیرامون استفاده از اتومبیل ها و وسایل حمل نقل عمومی تک سرنشین هستیم. این در حالی است که ناوگان اتوبوسرانی بسیاری از شهرهای کشور مورد نوسازی و گسترش قرار گرفته و از زیرساخت های عظیمی مانند مترو آن چنان که باید بهره برداری نمی شود. شاید به همین دلیل بود که در گذشته افزایش قیمت سوخت به کاهش مصرف و کمرنگ شدن معضل ترافیک در کلانشهرها منجر نشد و تبعات ناخوشایند آن بر گرانی کالاهای اساسی تأثیر گذاشت.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

آخرین اخبار

اجتماعی

گفتگو و تحلیل