کد خبر: 1838
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۴
  • خبرنگار: سعیدرضا امیرآبادی
  • چاپ
عادل فردوسی پور

صاحبان مدیوم های ارتباطی برای حکمرانی بر افکار عمومی، نیازمند چهره هایی هستند که در میان جامعه به مقبولیت عمومی دست یافته اند و چه کسی بهتر از اهالی ورزش و هنر می تواند به یاری آنها بیاید، آمار و ارقام نشان می دهد به طور مثال هواداری یا نفرت چهره ها می تواند سرنوشت صندوق انتخابات را در چشم برهم زدنی تغییر داده و آرای عمومی را به سمت و سوی دلخواه رهنمون سازد.

پیام خبر - سعیدرضا امیرآبادی:

بی مخاطبی رسانه به معنای مرگ آن است، هر مدیوم ارتباطی به مدد مخاطبانش جان می گیرد و برای زنده ماندن در بحبوحه رقابت، از هیچ تلاشی فروگزار نیست، امروزه برای نیل به این هدف، سرمایه گذاری های زیادی انجام شده و اتاق های فکر توانمندی به منظور افزایش شمار مخاطبان تأسیس می شوند، گروهی از آنها با زردنگاری به دنبال جذب اقشار خاکستری هستند و شماری دیگر، با تکیه بر دقیق ترین اسلوب روانشناسانه پا به میدان رقابت می گذارند.

صاحبان رسانه به خوبی دریافته اند که با تکیه بر مدیوم های ارتباطی، به سادگی می توانند بر ضمیر آشکار و نهان مخاطبان رسوخ کرده و اهداف خود را بر افکار عمومی مستولی سازند، با افزایش ضریب نفوذ و تاثیرگذاری رسانه های غربی، دیگر کمتر اعتراضی به لشکرکشی های استعمارطلبانه و سیاست های استثماری شکل گرفته و رسانه، به ابزار ناجوانمردانه ای برای شستشوی ذهن مخاطبان تبدیل می شود، صاحبان مدیوم های ارتباطی برای حکمرانی بر افکار عمومی، نیازمند چهره هایی هستند که در میان جامعه به مقبولیت عمومی دست یافته اند و چه کسی بهتر از اهالی ورزش و هنر می تواند به یاری آنها بیاید، آمار و ارقام نشان می دهد به طور مثال هواداری یا نفرت چهره ها می تواند سرنوشت صندوق انتخابات را در چشم برهم زدنی تغییر داده و آرای عمومی را به سمت و سوی دلخواه رهنمون سازد.

در این میان، کشورهای مستقل و آزادی خواه هم در جبهه رسانه ای بی دفاع نمانده اند. آمار شبکه های رادیویی و تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران، در بر دارنده این موضوع است که مسئولان رسانه ملی در برهه ای کمیت را فدای کیفیت کردند و بودجه صدا و سیما به جای آنکه صرف تولید محتوای فاخر شود، به گسترش و سه رقمی شدن تعداد شبکه ها انجامیده است، اگرچه تأسیس شبکه های رادیویی و تلویزیون های استانی قدم تحسین برانگیزی در راستای حفظ سنت ها و آداب رسوم بومی به حساب می آید؛ کیفیت نمایش و سطح بسیاری از برنامه ها چندان چنگی به دل نمی زند و حتی کار به جایی رسیده که برخی شبکه ها از سر ناچاری و بی برنامگی، به بازپخش صدباره پویانمایی ها و فیلم های دهه 60 متوسل شده اند.

با ذکر این تفاصیل، به دسته گل تازه ای می رسیم که در شبکه سوم سیما، که از آن به عنوان شبکه جوان یاد می شود، روی داده است. محبوب ترین مرد رسانه های ورزشی و شاید پرطرفدارترین مجری تاریخ تلویزیون ایران، به یک باره از صحنه نمایش حذف شد و میز نوستالژی عادل از هندوانه فروشی های رباط کریم سر درآورده است، چنانچه از اخبار برمی آید، اختلافات عادل فردوسی پور با مدیر شبکه سوم سیما منجر به تعطیلی نود شده و جز این، هیچ خبر رسمی در سایت های معتبر به چشم نمی آید. طبق اصول حرفه ای و مبانی سازمانی، هر یک از ارکان مجموعه موظف به اطاعت و فرمانبرداری از اصول دستگاه متبوعشان هستند و نمی توانند به بهانه فالوورهای میلیونی و حمایت افکار عمومی، اصول و مبانی تعریف شده را پشت سر بگذارند. شاید قد و قواره فردوسی پور بزرگ تر از رسانه ملی نباشد، با این وجود حذف چکشی او، آن هم در شب عید، پرسش های بی جوابی برای افکار عمومی به دنبال داشته که هیچ کس پاسخگوی آنها نیست.

 اینک این سوال بر اذهان عمومی متبادر می شود که آیا عادل فردوسی پور مرتکب فساد اداری و اخلاقی شده که برنامه نود به صورت ضربتی از کنداکتور صدا و سیما حذف می شود؟ آیا مدیران صدا و سیما به اسناد و مدارک معتبری مبنی بر فساد مالی عادل دست یافته اند که دیگر آنتن رسانه ملی در اختیار او و یارانش قرار نمی گیرد؟ آیا برنامه نود نتوانسته رسالت خود را در زمینه مبارزه با فساد و روشن سازی مسائل فوتبال به درستی انجام دهد؟

متأسفانه رسانه ملی در این زمینه شفاف سازی را در دستور کار قرار نداده و تنها دلیل حذف مجری محبوب وطنی را اختلاف نظر عادل با مدیر جوان شبکه 3 توصیف می کند. با حذف فردسی پور، پرسش هایی بر افکار عمومی سنگینی می کند. آیا برنامه نود در نهایت بهای افشاگری ها، مبارزه با فساد، شفاف سازی ها و نمونه هایی این چنین را با حذف چکشی از کنداکتور صدا و سیما پرداخت کرده است؟ آیا در فرآیند حذف عادل از صدا و سیما، به آرای افکار عمومی که شیفته نود بودند توجهی شده است؟ در بحبوحه مشکلات اقتصادی که صدا و سیما با آنها روبرو است، حذف برنامه نود تا چه اندازه در ریزش آگهی ها و بروز مشکلات مالی برای رسانه ملی نقش داشته است؟ آیا یک مدیر میانی در صدا و سیما آنقدر قدرتمند و صاحب نفوذ است که به تنهایی شرایط حذف نود را به دلیل اختلاف سلیقه با مجری – تهیه کننده فراهم آورد؟ آیا مجریان مستعد و کم تجربه ای نظیر میثاقی می توانند جایگزین شایسته ای برای فردوسی پور باشند؟

پاسخ این پرسش ها هرچه باشد، اکنون رسانه ملی چنانچه سودای مخاطب مداری را در سر بپروراند، موظف است به صورت شفاف و بی پیرایه دلایل حذف مجری محبوب را برای مردم توضیح دهد و اسناد مستدل خود را در این زمینه ارائه کند. چرا که حذف سلیقه ای مردان محبوب رسانه ملی، از سوی مردم پذیرفتنی نیست و انصاف حکم می کند در دشوارترین وضعیت اقتصادی، به دلبستگی های آحاد جامعه که نزدیک به دو دهه به نود خو گرفته اند، احترام بیشتری گذاشته شود.

در نظر داشته باشیم نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی متحمل ناجوانمردانه ترین یورش ها و دسیسه های اقتصادی و اجتماعی و روانی از سوی استعمارگران و استثمارگران شده و هر روز توطئه های تازه ای از تنور رسانه ای شبکه های معاند بر مردم تحمیل می شود. به همین دلیل، باید در راستای تقویت رسانه ملی گام برداشت و با سلاح رسانه به جنگ رسانه رفت. رسانه ملی ما برای زنده ماندن و تاب آوردن در کوران حوادث باید همسو با خواسته ها و آرای مردم گام برداشته و برای گسترش نشاط و شادی در جامعه، قدم های استواری بردارد. بی مخاطبی رسانه به معنای مرگ آن است.

پی نوشت:

فردوسی پور: میز برنامه نود را از هندوانه فروش بخرید و به موزه ورزش بدهید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =

آخرین اخبار

ورزشی

گفتگو و تحلیل