عزاداری اول محرم و تعویض پرچم در حرمین کربلا - حرم مطهر حضرت عباس (ع)

یک استاد حوزه علمیه گفت: ابوالفضل العباس(ع) برای خود ظرفیت‌سازی کرد تا جایی که این شبهه برای مردم ایجاد شد که عباس‌بن‌علی(ع)، معصوم است یا غیرمعصوم. اطاعت و تبعیت از امام و ولی، ویژگی‌ای است که سبب شد حضرت عباس(ع) به این مرتبه برسد.

به گزارش پیام خبر، تاسوعای حسینی روزی است که شیعیان به یاد آخرین یار سیدالشهدا(ع) عزاداری می کنند و برای عباس بن علی(ع) بر سر و سینه می زنند. برای او که باب الحوائج خصلت اش بود و است و بعد از قرن ها همچنان مردم درهای بسته و گره های ناگشودنی زندگی خود را با استعانت از او می گشایند.

از این رو، بر آن شدیم در تاسوعای حسینی، روز بزرگداشت جانباز بزرگ کربلا با حجت الاسلام «ابراهیم بهاری»، استاد اخلاق در مورد ویژگی های حضرت عباس بن علی(ع) به گفت وگو بنشینیم که حاصل آن را می خوانید:

به عنوان نخستین پرسش در مورد سبک زندگی حضرت ابوالفضل العباس(ع) و روش و منش آن حضرت(ع) که چنین جایگاهی به ایشان بخشیده، توضیح دهید.

وجود مقدس قمر بنی هاشم(ع) به عنوان یک اسوه و الگو در میان شهدای کربلا برای مجموعه جهان بشریت و همه آزادی‌خواهان عالم معرفی شده است و شاید عمده مردم حضرت(ع) را در همین حد و اندازه ای دیدند که در صحنه کربلا ایثار کرده و به شهادت رسیده است و در واقع عموما همین قدر اطلاعات دارند در حالی که این مطالب شاید مربوط به همین ایام کربلای 61 هجری باشد در حالی که حضرت عباس(ع)، طبق نظر قریب به اتفاق مورخین 33 تا 34 سال سن داشتند و فرزند ارشد ام‌البنین و حضرت امیر(ع) بودند.

حضرت ابوالفضل(ع) ظرفیت ایجاد شده در زندگی خود را برای بهره‌برداری از حضور ائمه‌ای که در جوارشان قرار داشت، به حد اعلا و ممکن مورد استفاده قرار داد به این شکل که اولا آنچه را که مادر نسبت به او در بحث تربیتی انتقال داد با تمام وجود پذیرفت و در همه ابعاد تربیتی آنچه را که مادر مطرح کرد به صورت جامع و کامل قبول و پیاده کرد.

از سوی دیگر از پدر بزرگوارش به عنوان یک امام و ولی، اطاعت محض می کرد. به وجود مبارک حضرت امیر(ع) نگاه کرد و برای وجود سیدالشهدا(ع) و امام مجتبی(ع) به عنوان یک یار بسیار بااعتماد و راسخ ظاهر شد و به همین دلیل است که وقتی زیارتنامه حضرت عباس(ع) را می خوانیم در همان ابتدا آمده است: «أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الْمُرْسَلِ»، در خصوصیاتی که بیان می کنیم عباس بن علی(ع) در مقام تسلیم در برابر امام بود و در مقام تصدیق و وفاداری نسبت به آنچه به امام تعهد کرده بود، قرار داشت. هر چه را که امامش می فرمود به جان می خرید.

این همراهی با امام زمان(ع) در حضرت عباس(ع) چه وجوهی داشت؟

برای حضرت عباس(ع) تعبیر «لَو لَم تَکُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن» به کار رفته است یعنی یعنی سستی نکردن در همراهی با امام، از بزرگترین صفات قمر بنی هاشم(ع) آن بود که در عین حال که سرسپرده حق بود اما سست نبود، ایشان کوهی از ایستادگی در مقابل باطل بود و در سبک زندگی خود نیز هرگز از این اصل عدول نکرد.

مجموعه کسانی که محضر حضرت عباس بن علی(ع) را درک کردند این مولفه ها را در شأن وی بیان کرده اند. امام سجاد(ع) از حضرت(ع) به عنوان شخصیتی یاد می کند که وفاداری اش نسبت به امام معصوم بی نظیر است.

از سوی دیگر زمانی که در جریان تسلیم و تصدیق قرار می گیریم، تبعیت از امام را می بینیم که در وجود حضرت ابوالفضل(ع) در بدترین شرایط به بهترین شکل نمود و تجلی یافته است. حضرت با تمام وجود می ایستد و کارش به جایی می رسد که امروز کسی جرات نمی کند حتی یک گناه برای عباس بن علی، نام ببرد، حضرت عباس(ع) را در قالب معصوم نمی بینیم اما کسی هم جرات ندارد که او را از عصمت جدا کند، این ویژگی خاص قمر بنی هاشم(ع) بود که ثمره رفتاری در طول 34 سال زندگی اش است، او تبعیت از حق و امام معصوم داشت، ایستادن پای این مسایل و رسیدن به درجات عالیه که خداوند در دنیا و آخرت به او ارزانی داشت حاصل صفات آن بزرگوار است. این موارد در واقع سبک زندگی قمر بنی هاشم(ع) را تشکیل می دهند.

اساساً چرا به ایشان «قمر بنی هاشم(ع)» می گویند؟ 

وجود مبارک قمر بنی هاشم را به عنوان ماه قبیله می شناختند. بیدل قزوینی تعبیر جالبی دارد. آمده است که او وقتی وارد کربلا شد، اولین حرمی که چشمش به آن افتاد حرم عباس بن علی(ع) بود، لذا مودبانه روی زمین نشست و به سوی حرم اشاره کرد و گفت: این حرم که رو به روی من قرار دارد و مردم به عنوان قمر از او اسم می برند در واقع او خود خورشید است  و مثل خورشید می درخشد چه طور به او قمر می گویند؟ بعد خود در ابیاتی که سروده است اینچنین تعبیر می کند، که این ماه نورش را از انعکاش نور حسین(ع) گرفته است.

معروف است که قمر بنی هاشم(ع)، نور تلطیف شده حسین بن علی(ع) است. حضرت عباس(ع) این ظرفیت را داشت که نور خورشید ولایت حسین بن علی(ع) را دریافت کند و مانند ماه تحویل جامعه بدهد، لذا امروز مردم آن قدر که خود را وابسته به حضرت عباس(ع) می دانند به امام حسین(ع) نمی دانند و به قدری که به امام حسین(ع) وابسته می دانند به پدرش علی(ع) وابسته نمی دانند و این ریشه در عدم شناخت دارد.

ابوالفضل العباس(ع) برای خود ظرفیت سازی کرد تا جایی که این شبهه برای مردم ایجاد شد که عباس بن علی، معصوم است یا غیر معصوم. لذا اطاعت و تبعیت از امام و ولی، ویژگی ای بود که سبب شد حضرت عباس(ع) به این مرتبه برسد.

مشهور است که به حضرت ابوالفضل(ع) باب الحوائج می گویند، از چه باب این ویژگی و صفت را برای حضرت(ع) قائل هستند؟

باب الحوائج یعنی دروازه حاجت ها، ملجا و پناه جمعی که هر زمان گرفتار شدند به آنجا مراجعه کنند و حضرت(ع) این ویژگی ها را دارد. قمر بنی هاشم اتفاقا در هر زمان نَه صرفا در واقعه کربلا، بلکه همواره و حتی قبل از واقعه کربلا چنین بود که اگر امری بر اهل بیت(ع) سخت می آمد به حضرت(ع) مراجعه می‌کردند.

برای مثال در زمانی که خبر هلاکت معاویه به شهر مدینه رسید، والی مدینه امام(ع) را احضار کرد که بیا و با یزید بیعت کن، حضرت تنها رفته بود داخل و به عباس بن علی و دیگر اعضا خاندان بنی هاشم فرمود: «بیرون بمانید و اگر صدای من بالا رفت وارد شوید» جالب است که مروان بن حکم به حاکم مدینه گفت: حسین از اینجا برود بیرون تو به او دسترسی پیدا نمی کنی لذا همین جا از او بیعت بگیر یا گردنش را بزن.

در این اثنا امام حسین(ع) خطاب به آنها در حالی که صدایش بلند شده بود فرمود: می خواهی گردن مرا بزنی؟ بالا رفتن صدای امام حسین(ع) از یک طرف بود و وارد شدن حضرت عباس(ع) از سوی دیگر. وقتی حضرت ابوالفضل(ع) وارد شد، فرمود:  آیا صدایت را بر برادر من بلند کردی و با مروان برخورد کرد به گونه ای که مروان به امام حسین(ع) التماس می کرد که به جان مادرت زهرا(س) به عباس بگو مرا رها کند.

مواردی از این دست فراوان داشته ایم. مثلا در جنگ صفین است که عباس بن علی در حالی که 14 سال داشت وارد صحنه شد و میدان را به هم ریخت، مالک اشتر می گوید: دیدم که این جوان آمد و میدان را بر هم زد. به حضرت امیر(ع) عرض کردم او کیست؟ و حضرت پاسخ داد. همان جا گفتم که اجازه دهید برود و خیمه معاویه را از جا بکند که حضرت امیر(ع) فرمود: او ذخیره خون حسین(ع) است.

از سوی دیگر حضرت عباس(ع) در خدمات اجتماعی و کمک‌های مردمی نیز چنین بود لذا عباس یک منبع اطمینان و منبع خیر برای مجموعه اهل بیت محسوب می شد و همان زمان که نزد امام حسین(ع) آمد و فرمود که نمی توانم تحمل کنم و اجازه بدهید به میدان بروم فرمود: برو و برای بچه ها آب بیاور.

کسی در مقام عباس(ع) که سردار سپاه حضرت سیدالشهداء(ع) بود، رفت تا برای بچه های امام حسین(ع) آب بیاورد. هرگز نگفت که من فرمانده سپاه هستم و چرا باید من بروم. چشم اهالی خیمه به عباس(ع) بود که اگر حرفی می زد عملی می شد. لذا از قدیم الایام حضرت عباس(ع)، باب الحوائج(ع) بود.

یکی از مراجع شیعه که هنوز در قید حیات است نقل می کرد: در عالم خواب وارد حرم امام حسین(ع) شدم و دیدم درب ضریح مطهر باز است و حضرت سیدالشهدا(ع) نشسته اند و نامه هایی را می خوانند، با تعجب دیدم برخی نامه ها روی زمین و برخی را روی پایشان می گذارند، سلام کرد و حضرت(ع) پاسخ دادند، سوال کردم که اینها چیست، فرمودند: نامه زائران است. سوال کردم چرا جدا می کنید؟ پاسخ دادند: آنها را که جدا می کنم متعلق به بلاد عرب است و آنها که کنار می گذارم نامه ایرانیان است. سوال کردم چرا کنار می گذارید؟ حضرت(ع) پاسخ داد: نامه های عرب را به عباس می دهم تا گره آنها را باز کند و نامه ایران را به علی بن موسی الرضا(ع). ما حواله ایران را به او دادیم.

این نشان می دهد که باب الحوائج بودن حضرت(ع) یک امر بدیهی است. باب الحوائج یعنی جمعی از او استمداد می کنند و او جاجت همه را می دهد. این ویژگی حضرت ابوالفضل(ع) است.

منبع: شبستان

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =

آخرین اخبار

حسینیه

مذهبی

گفتگو و تحلیل